تازه‌ترین خبرها و گزارش‌های صنعت زیبایی ایران و جهان

بازاریابی تجربی

۵ برند الهام‌بخش که با بازاریابی تجربی، قواعد بازی را عوض کرده‌اند

در دنیای دیجیتالی امروز که از تبلیغات، پاپ‌آپ‌ها و اسکرول‌های بی‌پایان اشباع شده، بازاریابان بیش از هر زمان دیگری بر سر یک چیز رقابت می‌کنند: جلب توجه. با این حال، واقعیت این است که مصرف‌کنندگان تمام پست‌های اینستاگرامی یا تبلیغاتی که می‌بینند را به خاطر نمی‌سپارند. آنچه در ذهن آن‌ها باقی می‌ماند، لحظاتی است که باعث شده مکث کنند، مشارکت داشته باشند و چیزی را عمیقاً حس کنند.

دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از برندها در حال فاصله گرفتن از بازاریابی سنتی و حرکت به سمت رویکردی جذاب‌تر و ماندگارتر هستند. آن‌ها به جای اینکه صرفاً با مخاطب «صحبت» کنند، در حال طراحی تجربه‌هایی هستند که مخاطب را به درون خود می‌کشد و او را به بخشی از داستان برند تبدیل می‌کند؛ تجربه‌هایی که دیده، لمس و زندگی می‌شوند.

پیش از آنکه به سراغ نمونه‌های موفق برویم، بهتر است ابتدا به یک پرسش اساسی پاسخ دهیم: بازاریابی تجربی چیست و چرا به یکی از موثرترین ابزارهای داستان‌سرایی برند تبدیل شده است؟

 

بازاریابی تجربی چیست؟

بازاریابی تجربی شکلی از استراتژی است که افراد را تشویق می‌کند وارد دنیای یک برند شوند و به شکلی معنادار با آن تعامل برقرار کنند. این رویکرد، به جای تکیه بر تبلیغات یک‌طرفه و سنتی، بر خلق لحظاتی تمرکز دارد که مخاطب بتواند در آن‌ها حضور فعال داشته باشد؛ لحظاتی صمیمی، اصیل و به‌یادماندنی.

بازاریابی تجربی در هسته اصلی خود به مشتریان اجازه می‌دهد خارج از قاب صفحه‌نمایش با یک برند ارتباط بگیرند. این ارتباط می‌تواند از طریق بازدید از یک فروشگاه موقت ،امتحان کردن محصول در فضایی غیرمنتظره یا شرکت در رویدادی شکل بگیرد که با هدف برانگیختن احساسات و ایجاد هیجان طراحی شده است. چنین برخوردهایی اغلب حس بازی‌گونه بودن یا غوطه‌وری کامل را القا می‌کنند؛ ویژگی‌ای که باعث می‌شود این تجربه‌ها به‌صورت طبیعی در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شوند و درباره‌شان گفتگو شکل بگیرد. قدرت واقعی بازاریابی تجربی از ایجاد ارتباط می‌آید. وقتی افراد به‌جای تماشاگر بودن، در تجربه‌ای مشارکت می‌کنند، تأثیر عمیق‌تری می‌پذیرند و پیوندی واقعی‌تر با برند شکل می‌گیرد. در جهانی مملو از نویز دیجیتال، تعاملات واقعی به برندها کمک می‌کند متمایز شوند، وفاداری بسازند و همچنان مرتبط باقی بمانند.

 

انواع بازاریابی تجربی که برندها از آن استفاده می‌کنند

بازاریابی تجربی نسخه‌ای واحد برای همه نیست. برندها بسته به اهداف، مخاطبان هدف و رویکرد خلاقانه خود، از شیوه‌های متنوعی بهره می‌برند. برخی کمپین‌ها فضاهای بزرگ شهری را به تسخیر خود درمی‌آورند و برخی دیگر با لحظاتی کوچک اما حساب‌شده، حس کنجکاوی یا ارتباط عاطفی ایجاد می‌کنند. در ادامه تعدادی از موثرترین سبک‌های بازاریابی تجربی را معرفی می‌کنیم:

 

تجربه‌های پاپ‌آپ:

فضاهای موقتی که می‌توانند از اتاق‌هایی با تم کامل تا نمایش‌های ساده محصول را شامل شوند و به مشتریان اجازه می‌دهند برند را در محیطی گزینش‌شده تجربه کنند. این روش برای معرفی محصولات، عرضه‌های محدود و کمپین‌های فصلی بسیار مؤثر است، زیرا حس انحصار و فوریت را القا می‌کنند.

 

چیدمان‌های غوطه‌ورکننده (Immersive Installations):

این نمایش‌های تعاملی با استفاده از تصویر، صدا، بو یا حرکت فیزیکی، داستان برند را زنده می‌کنند. چنین فضاهایی اغلب با هدف عکس‌برداری طراحی می‌شوند و به همین دلیل، هم در دنیای واقعی و هم در فضای آنلاین بسیار قابل اشتراک‌گذاری هستند.

 

توزیع نمونه محصول و رویدادهای نمایشی:

تجربه عملی محصولات به مصرف‌کنندگان کمک می‌کند ارزش برند را بلافاصله درک کنند؛ چه آزمایش محصولات زیبایی باشد، چه امتحان خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها یا تجربه فناوری در لحظه. این روش تردید را کاهش می‌دهد و اعتماد می‌سازد.

بازاریابی تجربی در هسته اصلی خود به مشتریان اجازه می‌دهد خارج از قاب صفحه‌نمایش با یک برند ارتباط بگیرند. این ارتباط می‌تواند از طریق بازدید از یک فروشگاه موقت ،امتحان کردن محصول در فضایی غیرمنتظره یا شرکت در رویدادی شکل بگیرد که با هدف برانگیختن احساسات و ایجاد هیجان طراحی شده است. چنین برخوردهایی اغلب حس بازی‌گونه بودن یا غوطه‌وری کامل را القا می‌کنند؛ ویژگی‌ای که باعث می‌شود این تجربه‌ها به‌صورت طبیعی در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شوند و درباره‌شان گفتگو شکل بگیرد.

ورکشاپ‌ها، کلاس‌ها و رویدادهای اجتماعی:

برندهایی مانند «FP Movement» در این حوزه عملکرد درخشانی دارند. رویدادهایی با محوریت سلامتی، خلاقیت یا سبک زندگی، باعث می‌شوند مخاطب احساس کند بخشی از جامعه‌ای بزرگ‌تر است. در اینجا تمرکز از فروش مستقیم محصول به ایجاد حس تعلق تغییر می‌کند.

 

فعال‌سازی‌های سیار:

از ون‌های برندینگ‌شده گرفته تا دوچرخه‌ها و موتورهای وسپا، این فعال‌سازی‌ها برند را مستقیماً به سراغ مصرف‌کننده می‌برند. انعطاف‌پذیر، چشمگیر و بسیار مناسب برای حضور در محله‌های مختلف یا رویدادهای فرهنگی بزرگ هستند.

 

تجربه‌های حسی:

این فعالیت‌ها حواس پنج‌گانه را به شکلی غیرمنتظره درگیر می‌کنند؛ مانند بیلبوردهای «بخراش و بو کن» برند «Billie». بازاریابی حسی واکنش احساسی فوری ایجاد کرده و ماندگاری بالایی در حافظه دارد.

 

رویدادهای VIP یا اینفلوئنسرمحور:

تجربه‌های انحصاری و فقط با دعوت‌نامه، به برندها کمک می‌کند با سردبیران، تولیدکنندگان محتوا و سلیقه‌سازان ارتباط برقرار کنند؛ افرادی که می‌توانند پیام برند را به مخاطبان گسترده‌تری منتقل کنند و هیجان اولیه پیرامون محصولات جدید بسازند.

 

برندهایی که بازاریابی تجربی را به‌درستی اجرا کرده‌اند

BÉIS؛ وقتی عرضه اولیه محصول به یک بازی واقعی تبدیل می‌شود

برند مسافرتی «BÉIS» که توسط «شِی میچل» تأسیس شده، برای تبلیغ خط تولید چمدان‌های توت‌فرنگی‌رنگ خود، پاپ‌آپ «ماشین چنگک انسانی» راه‌اندازی کرد. شرکت‌کنندگان با مهاربند به داخل گودالی پر از محصولات «BÉIS» فرستاده می‌شدند و هرچه می‌توانستند برمی‌داشتند. این ایده، یک عرضه ساده را به تجربه‌ای بازی‌گونه و هیجان‌انگیز تبدیل کرد که جمعیت زیادی را به تماشا کشاند و به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی وایرال شد. «BÉIS» نشان داد که بازاریابی تجربی الزاماً پیچیده نیست؛ کافی است احساسی واقعی ایجاد کند.

 

Billie؛ بیلبوردی که تبلیغات را زنده می‌کند

برند «Billie» برای معرفی دئودورانت «Coco Villa»، خیابان‌های نیویورک را با بیلبوردهای «بخراش و بو کن» با شکل زیربغل پر کرد. این بیلبوردها با رایحه نارگیل، وانیل و چوب صندل آغشته شده بودند و رهگذران را به تعامل دعوت می‌کردند. طراحی بازی‌گونه و طنزآمیز، کنجکاوی و لبخند ایجاد کرد و شبکه‌های اجتماعی، این تجربه را فراتر از خیابان‌ها بردند. کمپین این برند نشان داد که حتی محصولات روزمره هم وقتی پای درگیر شدن حواس مردم در میان باشد، می‌توانند جرقه گفتگو را بزنند.

 

Free People؛ ساخت جامعه به‌جای فروش مستقیم

خط تولید «FP Movement» از برند «Free People» بر ارتباط و سلامتی از طریق تجربه‌های واقعی تمرکز دارد. این برند به جای تبلیغ لباس‌های ورزشی از طریق آگهی‌های استاندارد و کلاسیک، کلاس‌های یوگا، رویدادهای تناسب اندام و ورکشاپ‌هایی برگزار می‌کند که حرکت و ذهن‌آگاهی را ستایش می‌کند. این برند فضاهایی واقعی می‌سازد تا مردم با ارزش‌های آن هم‌سفر شوند. در این رویدادها، اولویت نه با «فروش»، که با «پیوند زدن» است. وقتی افراد حس کنند بخشی از چیزی بزرگ‌تر هستند، وفاداری‌شان ماندگار می‌شود. بازاریابی تجربی فراتر از یک شوی تبلیغاتی بزرگ، هنرِ ساختنِ انجمن‌هایی است که حول دغدغه‌ها و علایق مشترک گرد هم می‌آیند.

 

Merit Beauty؛ سادگی در اوج تاثیرگذاری

برند «Merit Beauty» با ناوگانی از موتورهای وسپای برندینگ‌شده، کیت‌های زیبایی شخصی‌سازی‌شده را در هفته مد پاریس به سردبیران و اینفلوئنسرها تحویل داد. این ایده ساده اما هوشمندانه، کاملاً با هویت مینیمال برند هم‌راستا بود و بدون برگزاری رویدادی بزرگ، توجه گسترده‌ای جلب کرد.

وجه مشترک کمپین‌های بازاریابی تجربی این است که برند را از چیزی که صرفاً دیده می‌شود به چیزی تبدیل می‌کنند که تجربه می‌شود. نتیجه این رویکرد: پیوند عاطفی عمیق‌تر، ایجاد گفتگو، اشتراک‌گذاری ارگانیک، ماندگاری بیشتر برند و شکل‌گیری حس تعلق است.

Rhode؛ تجربه‌ای تابستانی از یک سبک زندگی

برند «Rhode» با میزبانی در یک کلاب ساحلی، پاپ‌آپ تابستانی خود را به تجربه‌ی بصری بی‌نظیر تبدیل کرد. این رویداد دو هفته‌ای که به مناسبت معرفی «تینت لب پپتیدی لیمونچلو» طراحی شده بود، فضایی خلق کرد که در آن زیبایی با آرامش ساحل پیوند خورد. استفاده از طیف‌های رنگی اختصاصی برند در تمام المان‌ها، از چترها تا تخت‌های ساحلی، محیطی فوتوژنیک برای طرفداران این برند ایجاد کرد. هدف این کمپین فراتر از نمایش آنلاین بود؛ «Rhode» می‌خواست مخاطبانش «زندگی به سبک این برند» را از نزدیک تجربه کنند. این حرکت هوشمندانه با ترکیب زیبایی، جامعه و لایف استایل، محصول جدیدی را به ترندی جهانی در شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد.

چرا بازاریابی تجربی جواب می‌دهد؟

راز موفقیت بازاریابی تجربی ساده است: این روش بر نیاز به ارتباط انسانی انگشت می‌گذارد. در جهانی مملو از محتوای دیجیتال، هیچ‌چیز به اندازه‌ی یک تجربه‌ی واقعی و ملموس جذاب نیست. این رویدادها فرصتی فراهم می‌کنند تا مخاطب از شتاب زندگی بکاهد و با برند محبوبش وارد گفتگویی صمیمی شود؛ رابطه‌ای که حس تجارت نمی‌دهد، بلکه حس تجربه. برندها با خلق محیط‌هایی که مخاطب می‌تواند در آن‌ها قدم بزند و بخشی از ماجرا باشد، به جای ادعا کردن، ارزش‌هایشان را اثبات می‌کنند. این نوع حضورِ همه‌جانبه، تصویری از برند در ذهن می‌سازد که بسیار اصیل‌تر از تصویری ادیت‌‌شده در اینستاگرام است؛ تصویری ماندگار که به این زودی‌ها از یاد نمی‌رود.

وجه مشترک کمپین‌های «BÉIS»، «Billie»، «FP Movement»، «Merit» و «Rhode» این است که برند را از چیزی که صرفاً دیده می‌شود به چیزی تبدیل می‌کنند که به صورت فعال تجربه می‌شود. نتیجه این رویکرد:

-پیوند عاطفی عمیق‌تر

-ایجاد گفتگو

-اشتراک‌گذاری ارگانیک

-ماندگاری بیشتر برند

-شکل‌گیری حس تعلق

 

بازاریابی تجربی و آینده تعامل برندها

دوران تماشای ویترین‌ها به پایان رسیده است؛ مخاطبان امروز تشنه‌ی اصالت و پیوندهای عمیق انسانی هستند. بازاریابی تجربی با تغییر زمین بازی، برندها را از مانیتورها به میان مردم آورده است. تبلیغات سنتی دیگر به‌تنهایی کافی نیستند؛ چرا که مردم می‌خواهند بخشی از داستان برند باشند، نه فقط شنونده‌ی آن. آینده‌ی برندینگ در گروِ گذار از «پیام‌رسانی انبوه» به سمت «خلق جوامع» است. بازاریابی تجربی فضایی برای کشف و مشارکت می‌سازد که در آن، هر تعامل کوچک یا بزرگ، دعوتی است برای حضور.

قدرت واقعی این روش در تبدیل یک بیننده‌ی ساده به یک حامی پرشور نهفته است. وقتی کسی برند شما را لمس و تجربه می‌کند، خاطره‌ای می‌سازد که هیچ تبلیغ کلیکی توان رقابت با آن را ندارد. جالب اینجاست که این تجربه‌های فیزیکی، سوختِ موتورهای دیجیتال هستند. محتوای ارگانیکی که از دل این رویدادها خلق می‌شود، بسیار فراتر از زمان و مکانِ رویداد پیش می‌رود. در دنیایی که همه برای چند ثانیه توجه می‌جنگند، برندهایی برنده هستند که چیزی ارزشمند و تعاملی برای ارائه داشته باشند. آینده متعلق به برندهایی است که به جای «صحبت کردن»، «زندگی کردن» با مخاطب را برگزینند.

 

ٍ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *