به لطف نوآوریهای اخیر در زمینه سلامت و طول عمر، امید به زندگی انسان امروزی رو به افزایش است. در این مطلب تأثیر این پدیده بر خردهفروشی زیبایی، اقتصاد، نیروی کار و محیط زیست را بررسی کردهایم.
در پی پیشرفت علم و فناوری، زندگی تا ۱۰۰ سالگی و بسی بیشتر از آن دیگر پدیدهای استثنایی نیست و به خواستهای معقول تبدیل شده است. طول عمر بیشتر به سرعت در حال تبدیلشدن به موضوعی عادی است که نحوه زندگی، کار، هزینهکردن و پیری ما را تغییر خواهد داد.
در سال ۲۰۲۰، سازمان ملل متحد گزارش داد که ۵۷۳ هزار و ۴۷۳ نفر بالای ۱۰۰ سال در سطح جهان زندگی میکنند و خاطرنشان کرد که تعداد افراد ۱۰۰ ساله و بیشتر رو به افزایش است. طبق آخرین پیشبینیهای جمعیتی سازمان ملل، تخمین زده میشود که این تعداد تا سال ۲۰۵۰ از ۳٫۲ میلیون نفر فراتر برود و تا پایان قرن بیستویکم، نزدیک به ۱۸ میلیون نفر به مرز ۱۰۰ سالگی یا بیشتر برسند. افزایش طول عمر انسان که حاصل کاهش نرخ مرگومیر و نوآوریهای پیشگامانه در مراقبتهای بهداشتی و بیوتکنولوژی است، مراحل سنتی زندگی را مختل خواهد کرد و تقریبا تمام بخشهای جامعه را با تحولی اساسی مواجه خواهد ساخت.
زندگی طولانیتر نیازمند راهبردهای بلندمدت از سوی برندها، کارفرمایان، اقتصادها و محیط زیست خواهد بود. همانطور که آژانس پیشبینیهای استراتژیک «فیوچر لابراتواری» در گزارشی با عنوان «طول عمر و سبک زندگی» اشاره کرده، نسلهای مسنتر امروزی نه تنها عمر طولانیتری دارند، بلکه بهتر هم زندگی میکنند. افراد مسن امروزی سالمتر و فعالترند و از نظر فرهنگی و اقتصادی بیشتر از همیشه تأثیرگذاری دارند. نتیجه اینکه سامانههای مختلف باید هرچه سریعتر خودشان را با این وضعیت تطبیق بدهند؛ فضاهای خردهفروشی باید به تعاملات شخصیسازیشده و تجربهمحور توجه بیشتری نشان بدهند، زیرساختهای مالی باید تغییر کنند چون افراد مسنتر سرمایههای بیشتری را در اختیار خواهند داشت، با طولانیتر شدن دوران اشتغال مفهوم کار نیاز به تعریف مجدد خواهد داشت و مدلهای زیستمحیطی باید با هدف تطبیق با چرخههای مصرف طولانیتر بازتنظیم شوند.
در ادامه این مطلب، میخواهیم ببینیم که افزایش طول عمر چه تأثیری بر آینده خردهفروشی، کار، ثروت و محیط زیست خواهد داشت و نهادها، صنایع و افراد چگونه میتوانند با این تغییرات همگام شوند.
خردهفروشی
فضای خردهفروشی نوعی تحول اساسی را تجربه خواهد کرد. از آنجایی که حرکت به سوی محصولات فوق شخصیسازیشده روز به روز سریعتر میشود، قفسههای سنتی محصولات زیبایی رفتهرفته منسوخ خواهند شد. وین لیو، مدیر ارشد رشد و رئیس بخش آمریکای یک شرکت هوش مصنوعی به نام «Perfect Corp» میگوید: «قفسههای فروشگاهها به جای اینکه فضاهایی ثابت مملو از انبوهی از کالاهای آماده باشند، مختصر و تعاملی خواهند شد. فضاهای خردهفروشی احتمالا به تبلت و رابطهای تعاملی اختصاصی مجهز خواهند شد که و مشتریان از طریق این تبلتها با طیف محصولات برندها آشنا خواهند شد و اطلاعات مربوط به آن برندها را مرور خواهند کرد. علاوه بر این، مشتریان این امکان را خواهند داشت که در هنگام خرید، فرمولهای شخصیسازیشدهای را سفارش بدهند و محصول مورد نظرشان را در همان لحظه دریافت کنند.»
علاوه بر این، هوش مصنوعی در شکلدهی به تجربههای زیبایی شخصیسازیشده نقش محوری ایفا خواهد کرد و محیطهای داخل فروشگاه را با احساسات، روتینها و نیازهای مشتریان تطبیق خواهد داد. به گفته کارشناسان، برندها میتوانند انتظار داشته باشند که از ابزارهای تست مجازی لوازم آرایشی و تجزیهوتحلیل پوست فراتر بروند و به آینههای هوشمندی برسند که قادرند کوچکترین جزئیات چهره را تحلیل کنند و بازخوردهای دقیقتری ارائه بدهند. این میتواند با نوعی «پاسپورت زیبایی» همراه شود که فناوری هوش مصنوعی تولیدش کرده و با سابقه مرورگر فرد همگامسازی شده تا او در هنگام خرید، تجربهای کاملا شخصی و سفارشیشده داشته باشد. کوئینی لو، رئیس شرکت مشاوره مدیریت «Futurebrand Spatial Design»، میگوید: «مشاوران هوشمند فوقمتخصص نیز پا به عرصه خواهند گذاشت و اطلاعات بسیار دقیقی را در مورد مراقبت از پوست و مراقبت از بدن ارائه خواهند داد.»
با این حال، تحولات بخش خردهفروشی تجربههای عملی و لمسی را از بین نخواهد برد. کوئینی لو پیشبینی میکند که دو مدل خردهفروشی غالب ظهور خواهد کرد که یکی از این مدلها ریشه در آموزش، علم و فناوری خواهد داشت و دیگری بر اکتشاف، تجربه و تعامل حسی متمرکز خواهد بود. کوئینی لو توضیح میدهد: «در صنعت زیبایی، نمایش محصول همواره در مرکز توجه بوده است. در آینده هم خردهفروشان تجربههای سرگرمکننده و همهجانبه را در نمایش محصولات زیبایی بیشتر و بیشتر ادغام خواهند کرد.» خانم لو معتقد است که در آیندهای که تحت سلطه فرهنگ دیجیتال خواهد بود، نوعی خردهفرهنگ اکتشاف و گریز از واقعیت نیز پدید خواهد آمد و مورد توجه قرار خواهد گرفت. کوئینی لو اضافه میکند: «همچنان اشتیاق زیادی برای فضاهای سرگرمکننده وجود خواهد داشت، فضاهایی که در آنها افراد بتوانند ارتباط خود را با دنیای واقعی قطع کرده و خودشان را دوباره کشف کنند.»
وین لیو، مدیر ارشد رشد و رئیس بخش آمریکای یک شرکت هوش مصنوعی به نام «Perfect Corp» میگوید: «قفسههای فروشگاهها به جای اینکه فضاهایی ثابت مملو از انبوهی از کالاهای آماده باشند، مختصر و تعاملی خواهند شد. فضاهای خردهفروشی احتمالا به تبلت و رابطهای تعاملی اختصاصی مجهز خواهند شد که و مشتریان از طریق این تبلتها با طیف محصولات برندها آشنا خواهند شد و اطلاعات مربوط به آن برندها را مرور خواهند کرد. علاوه بر این، مشتریان این امکان را خواهند داشت که در هنگام خرید، فرمولهای شخصیسازیشدهای را سفارش بدهند و محصول مورد نظرشان را در همان لحظه دریافت کنند.
هیچکدام از این دو مسیر بدون چالش و مشکل نخواهد بود. خردهفروشانی که سراغ فضاهای مبتنی بر فناوری و هوش مصنوعی میروند به چارچوبهای اخلاقی مستحکم نیاز خواهند داشت. خانم لو توصیه میکند: «شرکتهای صنعت زیبایی برای آمادهسازی بسترهای لازم، باید سامانههای خود را ارتقا بدهند و مطمئن شوند که بین خردهفروشان، مهندسان، طراحان تجربه کاربری و کارشناسان حقوقی همکاری نزدیکی وجود دارد. نظارت انسانی باید همچنان وجود داشته باشد تا تضمین شود که سامانههای خودکار ایمن، کارآمد و مقیاسپذیر هستند.
در همین اثنا، برندهایی که بر فضاهای تجربی و سرگرمکننده تمرکز میکنند باید با روندهای فرهنگی و احساسات و تمایلات مصرفکنندگان هماهنگ باشند. کوئینی لو میگوید: «آینده خردهفروشی احتمالا شامل غرفههای فروش کوچک و موقتی در نقاط مختلف باشد؛ به دستگاههای فروش خودکار برق لب در کلوپها و رستورانهای شلوغ یا دستگاه فروش ماسک صورت در ایستگاههای قطار فکر کنید. اینهای غرفههای فروش بسیار کوچکی هستند که محصولات زیبایی را در قالبی جدید به دست مصرفکننده میرسانند.» از سوی دیگر، کوئینی لو هشدار میدهد که خردهفروشان همواره باید چابک و سازگار باقی بمانند: «سی سال دیگر، استراتژی خردهفروشی باید از عرضه محصول با طرحهای تخفیف فراتر برود. فروشگاههای آینده دیگر فقط نقاط فروش نخواهند بود و به مراکزی برای آزمایش، یادگیری و اکتشاف تبدیل خواهند شد.»
کارشناسان روی این نکته توافق دارند که برای موفقیت در دوران جدید، هم خردهفروشان و هم برندها باید هویت خودشان را بهوضوح تعریف کنند و به تجربههایی که ارائه میدهند تعهد کامل داشته باشند. کوئینی لو در پایان میگوید: «برندها باید شناخت بسیار خوبی از خودشان داشته باشند تا بتوانند با مصرفکنندگان همگام باشند. ضمن اینکه باید به وعدههایی که میدهند عمل کنند.»
اقتصاد
در دوران ما، نحوه توزیع ثروت و میزان نفوذ تحولی اساسی را تجربه میکند. الکس هاوکینز، مدیر پیشبینی استراتژیک «The Future Laboratory»، میگوید: «ما به دورانی نزدیک میشویم که در آن، بسیاری از مصرفکنندگان مسنتر، بهویژه کسانی که درآمد بالاتری دارند، بیشتر عمر میکنند و از سلامت جسمی و روحی بهتری برخوردارند. آنها از نسل قبلی فعالترند و توانمندی مالی بالاتری هم دارند و بنابراین، قدرت و نفوذ اقتصادی این افراد بیشتر است.» این تحول میتواند این پیشفرض دیرینه را که میگوید جوانان همواره محرک اصلی فرهنگ هستند، به چالش میکشد. الکس هاوکینز میافزاید: «اکنون گروههای سنی بالاتر در حال شکلدهی به سلیقهها، ارزشها و الگوهای هزینهکرد هستند. چنین روندی پیامدهای بسیار مهمی بر صنعت مد و زیبایی خواهد گذاشت. برای نمونه، در سالهای آینده احتمالا این مصرفکنندگان مسنتر خواهند بود که در محور اصلی گفتمان لوکس قرار خواهند گرفت و به این فضا جهتدهی خواهند کرد.»
این تغییر همچنین پرسشهای دشواری را هم در مورد دسترسی و نخبهگرایی مطرح میکند. از آنجایی که افراد مسنتر و ثروتمندتر احتمالا اولین کسانی خواهند بود که سراغ درمانهای گرانقیمت طول عمر خواهند رفت، این افراد زندگی طولانیتری خواهند داشت. نتیجه اینکه این گروه از افراد فرصت بیشتری برای جمعآوری ثروت خواهند داشت و در نتیجه بسیار ثروتمندتر از نسلهای جوانتر خواهند بود. این تحول میتواند الگوی تازه برای فضای کالاهای لوکس ایجاد کند: آیا جوانان ثروتمند مشتاق، که زمانی محرک اصلی بازار کالاهای لوکس بودهاند، جای خود را به ثروتمندان مسنتر خواهند داد؟ لزوما نه، ولی ساختار قدرت و ثروت در حال تغییر است. هاوکینز نتیجه میگیرد: «برندهای لوکس باید محصولاتشان را با دقت و ظرافت بیشتری طراحی کنند. مصرفکنندگان مسنتری که درآمد بالایی دارند دیگر بیاهمیت نیستند، ولی مخاطبان جوانتر نیز همچنان از اثرگذاری فرهنگی بسیار مهمی برخوردارند.»
بنابراین، فرصت واقعی در این نکته نهفته است که ذهنیت یا این یا آن را کنار بگذاریم. هاوکینز این پدیده را «ذهنیت سن ثابت» مینامد و میگوید: «ما در حال حرکت به سوی آیندهای هستیم که در آن شیوههای زندگی سنتی دیگر نیروی سابق را نخواهند داشت و این ذهنیت که مسنترها و جوانان در دنیاهای کاملا متفاوتی زندگی میکنند دیگر معتبر نخواهد بود.» در این حالت، کالای لوکس دیگر به معنای جذابیتداشتن برای گروههای سنی خاص نیست و بیشتر به معنای همسویی با بعضی ارزشها، اولویتها و زیباییشناسیهای خاص خواهد بود که از شکاف سنی فراتر میرود و در عین حال افراد ثروتمند را هدف میگیرد.
کار
جدول زمانبندی کار شامل تحصیل تا اوایل دهه ۲۰ زندگی، کار تا اواسط دهه ۶۰ و سپس بازنشستگی است. افزایش طول عمر انسان و رسیدن به مرز صدسالگی، چنین الگویی را به چالش میکشد، زیرا واقعیت این است که افراد کمی از نظر مالی توانایی ۴۰ سال بازنشستگی را دارند. در حال حاضر این احتمال وجود دارد که دولتها سن بازنشستگی را افزایش بدهند و کارشناسان هم پیشبینی میکنند که طول عمر بیشتر بهمعنای توزیع یکنواختتر اوقات فراغت در طول زندگی افراد خواهد بود. بنابراین، بهجای پسانداز تمام پول و زمان فراغت برای دوران بازنشستگی، دوره کار و کسب درآمد افراد طولانیتر خواهد شد، ولی تعداد مرخصیهای شغلی افزایش خواهد یافت. به این ترتیب، افراد دفعات بیشتری به سفر خواهند رفت و اوقات بیشتری را با با خانواده خواهند گذراند.
برندهای لوکس باید محصولاتشان را با دقت و ظرافت بیشتری طراحی کنند. مصرفکنندگان مسنتری که درآمد بالایی دارند دیگر بیاهمیت نیستند، ولی مخاطبان جوانتر نیز همچنان از اثرگذاری فرهنگی بسیار مهمی برخوردارند.
مهمترین چالش در رابطه با نیروی کاری که میانگین سنیاش رو به افزایش است، خطر ایجاد شکاف بین نسلی است. در محیط کار، افراد مسنتر احتمالا مدت طولانیتری مناصب قدرت را در اختیار خواهند داشت که میتواند پیشرفت شغلی نسلهای جوانتر را با مشکل مواجه کند و موجب افزایش نارضایتی شغلی آنان شود.
گریس مککاریک، کارشناس فرهنگ سازمانی و مربی مهارتهای شغلی نرم، میگوید: «در حال حاضر، سرخوردگیهای زیادی در هر دو سوی نیروی کار وجود دارد. از یک سو افرادی را دارید که در دهه ۶۰ زندگی خود به سر میبرند و انتظار داشتهاند که اکنون مربی دیگران باشند و به خاطر تجربهشان مورد احترام قرار بگیرند، ولی کسی به آنها گوش نمیدهد، زیرا همه سرشان توی گوشی است یا از راه دور کار میکنند. از سوی دیگر، کارمندان جوانتری را دارید که نمیخواهند مدیریت شوند و بیشتر تمایل دارند که کسی راهنماییشان کند.»
یکی از راه حلهای ممکن ایجاد فرصتهایی برای تبادل دانش بین نسلی است (مانند برنامههای مربیگری و مربیگری معکوس)، بهویژه اینکه بسیاری از افراد در طول دوران کاری طولانیتر خود به دنبال ارتقای مهارتهای خود خواهند بود. مککاریک میگوید: «اگر برنامههای یادگیری مداوم و راهنمایی رسمی ایجاد کنید که از افراد مسنتر و جوانتر استفاده کند، روشی کمهزینه و غیرمستقیم برای حل هر دوی این مشکلات در اختیار خواهید داشت.»
محیط زیست
محاسبه اثرات زیستمحیطی ناشی از افزایش طول عمر انسان کار آسانی نیست و فراتر از حوزه زیبایی و مد، به بحثهای پیچیده و کلان در مورد جمعیتهای سالخورده، محدودیتهای سیاره زمین و رشد اقتصادی افسارگسیخته مرتبط میشود.
شاید بهترین روش تخمینی استفاده از فرمول «IPAT» باشد که بری کامونر، پل ارلیش و جان هولدرن در سال ۱۹۷۲ و برای نمایش نحوه تأثیر فعالیتهای انسانی بر محیط زیست معرفی کردند. در این فرمول، رشد جمعیت، ثروت و فناوری مهمترین عوامل اثرگذار محسوب میشوند. کیت فلچر، استاد اقتصاد پایدار، طراحی و سامانههای مد در دانشگاه متروپولیتن منچستر، توضیح میدهد: «وقتی به افزایش طول عمر فکر میکنیم، باید توجه کنیم که جمعیت افزایش خواهد یافت و افرادی که توانایی پرداخت هزینههای درمانهای طول عمر را دارند، عموما ثروتمندترین افراد خواهند بود. اما حتی اگر بخواهیم اثرات زیستمحیطی خود را ثابت نگه داریم، باید تأثیر جمعیت روبهرشدی را که بیشتر مصرف میکند کاهش دهیم و این احتمالا از طریق پیشرفت فناوری امکانپذیر خواهد بود.»
افزایش طول عمر انسان، بهویژه با در نظر گرفتن این واقعیت که در حال حاضر از مرزهای تحمل سیاره زمین فراتر رفتهایم، میتواند تأثیرات زیستمحیطی بسیار عظیمی داشته باشد. به گفته فلچر، راه حل به طرز شگفتانگیزی ساده است و فقط باید کمتر مصرف کنیم. میزان دقیق اثرگذاری کاهش مصرف بر محیط زیست هنوز مشخص نیست، ولی بعضی از تخمینها نشان میدهند که انسان با کاهش مصرف میتواند بین ۷۵ تا ۹۵درصد از اثرگذاری خود بر محیط زیست را کمتر کند.