در پی حملات نظامی ۱۲ روزه اسرائیل به ایران، صنایع مختلف از جمله صنعت زیبایی با چالشهای جدی روبهرو شدند. محمد بقایی، عضو انجمن تولیدکنندگان محصولات آرایشی و بهداشتی و مدیر آکادمی علوم زیبایی کشور، در گفتوگو با «خانومی بیزینس» از اثرات فوری و عمیق این بحران میگوید: از کاهش فروش و توقف چرخه نقدینگی تا پیامدهای بلندمدتی که هنوز قابل برآورد نیستند.
به گفته او، نهتنها مسیر گذشته دیگر جواب نمیدهد، بلکه باید باور کنیم آنچه در صنعت زیبایی به آن «شرایط نرمال» میگفتیم دیگر وجود ندارد و تدوین استراتژیهای نو، ضرورتی فوری برای ادامه حیات این صنعت است؛ وظیفهای که هم بر دوش دولت و هم بخش خصوصی است.
12 روز جنگ میان ایران و اسرائیل، چه تاثیری بر کسبوکارهای صنعت زیبایی گذاشت؟
بدون شک، این جنگ تأثیرات قابل توجهی بر کسبوکارها داشته و خواهد داشت و نمیتوان این واقعیت را انکار کرد. به هر حال، در طول ۱۲ یا ۱۵ روز، بسیاری از کسبوکارها به ویژه در تهران تعطیل بودند و فروش به کلی متوقف شد. علاوه بر این، قطعی اینترنت و اختلال در شبکههای مجازی نیز به مشکلات اضافه شد که قطعاً تأثیر زیادی بر این رویه داشت.
علاوه براین، با توجه به اینکه بانکها نیز دچار مشکلاتی شدند، شاهد بروز چالشهای بیشتری در این زمینه نیز بودیم. در همین راستا مشکلاتی که برای واحدهای صنفی متاثر از این جنگ به وجود آمده، به وضوح احساس میشود. تأثیرات آنی این وضعیت شامل کاهش فروش و عدم تأمین نقدینگیهای لازم برای پرداخت حقوق و هزینههای جاری بود. به طور کلی، تأثیرات این وضعیت غیرقابل انکار است. این تأثیرات آنی و کوتاهمدت بوده و مطمئناً شاهد تأثیرات بلندمدت نیز خواهیم بود.
در رابطه با تأثیرات بلندمدت، باید بگویم که فرض کنید سیستم به حالت فریز درآمده و هیچ اتفاق ضرررسان آنی رخ نداده است. با این حال، همین فریز شدن و توقف فعالیتها قطعاً تأثیرات بلندمدتی را به جا خواهد گذاشت. پروژههایی که در حال راهاندازی، عرضه یا شروع بودند و همچنین پروژههایی که به عنوان پروژههای توسعهای در مدنظر بودند، همگی نیازمند بازنگری هستند. به همین دلیل، من معتقدم که باید یک تقسیمبندی زمانی برای کسبوکارها در نظر بگیریم: قبل از جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن. قطعاً چنین وقفههایی در هر نقطهای از جهان تأثیرات عمیقی خواهند داشت. اقتصاد ما به دلایل متعددی تحت تأثیر اقتصاد جهانی نیست و بسیاری از مسائل را میتوان در داخل کشور حل کرد. اما با این حال، برخی از چالشها ناشی از اتفاقات داخلی هستند و به همین دلیل، ضربهپذیری اقتصاد ما بیشتر از ضربهپذیری اقتصاد جهانی است. به هر حال، تصور اینکه کسبوکار ما تنها با گذشت ۱۵ یا ۱۲ روز از آغاز جنگ به حالت عادی بازمیگردد، اشتباه است. باید شرایط عادی و نرمال را بازتعریف کنیم و مشخص کنیم که این شرایط چه ویژگیهایی دارد.
چطور میتوان شرایط عادی و نرمال را بازتعریف کرد؟
لازم است که یک استراتژی جدید تدوین کنیم و تاکتیکهای تازهای برای کسبوکارمان در نظر بگیریم. ادامه دادن با سیاستهای سابق قطعاً ما را به بازار و کسبوکار بازنمیگرداند و در غیر این صورت با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد. این موضوع تأثیرات خود را خواهد گذاشت، همانطور که کووید تأثیراتش را بر جای گذاشت و هنوز هم ممکن است در برخی موارد آثار آن را مشاهده کنیم.
ولی باز هم میگویم که ما باید یک بار دیگر شرایط نرمال را بازتعریف کنیم. اکنون شرایط نرمال چیست؟ آیا شرایط نرمال بعد از جنگ همان شرایط نرمال قبل از جنگ است؟ آیا شرایط آرمانی بعد از جنگ همانند شرایط آرمانی قبل از جنگ خواهد بود؟ آیا طرحهای توسعهای که پس از جنگ در نظر داریم، باید مشابه طرحهای توسعهای باشد که قبلاً طراحی کرده بودیم؟ آیا خلق برند، تولید محصول و توسعه بازار باید به شیوهای مشابه گذشته انجام شود؟
این را نمیگویم که حتماً وضعیت بدتر خواهد شد، بلکه تأکید میکنم که ضروری است شرایط یک بار دیگر بازتعریف شود. پس از این بازتعریف، ممکن است که وضعیت بهتری نیز حاصل شود. این فرآیند نیازمند یک نقشه راه دقیق، شناسایی صحیح شرایط، جمعآوری دادهها، تحلیل و سپس برنامهریزی و تبیین استراتژیهای جدید خواهد بود. چراکه به هر حال همه چیز تحت تأثیر تغییراتی قرار گرفته که در گذشته تجربه نشده بود. به همین دلیل، بازتعریف شرایط امری ضروری است.
به نظر شما دولت چگونه میتواند با حمایت از کسبوکارهای صنعت زیبایی، خسارات ناشی از جنگ را جبران کند؟
به شخصه معتقدم که بهتر است دولت در این موضوع ورود نکند. به عبارت دیگر، عدم مداخله دولت در این زمینه بسیار مطلوبتر است. زیرا این حوزه به طور کامل خصوصی است و حتی شرکتهای خصولتی نیز در آن دیده نمیشوند. نهایت تسهیلگری که دولت میتواند داشته باشد، در بحث تولید و همچنین در فرآیندهای نظارتی، صدور پروانه و دیگر فرآیندهای مرتبط با عرضه است.
دولت باید کمی شرایط را درک کند و از خواستههای غیرکارشناسانهای که گاهی اوقات به واسطه نظرات فردی در برخی استانها مطرح میشود، جلوگیری کند تا چرخه تولید، عرضه و کل بیزینس دچار مشکل نشود. صنعت زیبایی ایران هیچگاه از دولت چیزی جز کاهش تصدیگری و تسهیل فرآیندهای نظارتی و صدور پروانه نخواسته است. چون ما نه ارزی دریافت میکنیم و نه تسهیلات بانکی خاصی را میگیریم. بنابراین، فکر میکنم که دولت باید در این مواردی که ذکر کردم، تسهیلگری کند تا ما بتوانیم این دوره را بهتر پشت سر بگذاریم و به شرایط بهتری دست یابیم.
بخش خصوصی چه کمکی میتواند در این زمینه انجام دهد؟
ما امروز بیش از هر زمان دیگری به همکاری بخش خصوصی نیاز داریم. صاحبان این صنعت باید بیشتر با یکدیگر همفکری کنند و به یک صدای واحد دست یابند.
متاسفانه، در این جنگ آسیبهای زیادی متحمل شدهایم، اما افرادی که قاچاق میکنند، در پشت مرزها قرار دارند و این آسیبها را نمیبینند. آنها به راحتی قاچاق خود را پنهان کرده و در فضای مجازی عرضه میکنند.
این وضعیت نیازمند آن است که تشکلهایی مانند انجمن صنایع شوینده، بهداشتی و آرایشی کشور، تولیدکنندگان صنعت آرایشی و بهداشتی را به برگزاری جلسات متعدد دعوت کند. صنعت خود باید مشکلاتش را حل کند و ما با همفکری و همکاری این کار را انجام خواهیم داد. البته ما کمیسیونی تحت عنوان کمیسیون عالی آرایشی در انجمن صنایع شوینده، بهداشتی و آرایشی ایران داریم که نه تنها مرجع قانونی این صنعت در کشور است، بلکه تاکنون نقش خود را به خوبی ایفا کرده است.
بنابراین به نظر من ما باید بیش از پیش در کنار هم باشیم چراکه با همصدایی و همآوایی میتوانیم مشکلات را حل کرده و به جلو حرکت کنیم.
با تمام مشکلات و سختیهایی که به آن اشاره شد، چه پیشنهاد یا راهکاری برای بهبود وضعیت فعلی پیشنهاد میکنید؟
همانطور که پیش از این نیز عرض کردم ما نیازمند بازتعریف مجدد شرایط نرمال هستیم. نمیگویم شرایط نرمال جدید سختتر و بدتر از شرایط نرمال قبل از جنگ خواهد بود، اما تأکید میکنم که این شرایط متفاوت است، همانطور که بعد از کووید این تفاوتها وجود داشت. به هر حال، اتفاقی رخ داده است که کوچک نیست و نیازمند درایت و مدیریت خاصی است که بزرگان صنعت به خوبی آن را بازتعریف خواهند کرد. بنابراین، به همه عزیزان این صنعت بزرگ کشور، توصیه میکنم که حتماً این بازنگری شرایط نرمال را برای خود داشته باشند و پس از آن هر اقدامی که لازم میدانند را انجام دهند.