پیکسل بهتازگی سفیر جدیدش را معرفی کرد؛ سفیری که انسان نیست. این برند ایرانی زیرمجموعه سیلانه سبز است و سفیر هوشمصنوعی خود؛ «آرینا» را با ارزش سرمایهگذاری یک میلیون دلاری خلق کرده است. آرینا فعلاً فقط رونمایی شده و هنوز وارد فعالیت رسمی یا کمپین نشده است.
در همین رابطه با سالار اسکندری، مدیر ارشد بازاریابی شرکت سیلانه سبز، گفتوگویی داشتیم تا درباره منطق این انتخاب بیشتر بدانیم.
چه چیزی باعث شد پیکسل به جای یک سلبریتی واقعی، سراغ سفیر هوشمصنوعی برود؟
ما در پیکسل همیشه یک سؤال مهم از خودمان میپرسیم: چطور میتوانیم تجربهای ارائه دهیم که فراتر از استانداردهای امروز باشد؟انتخاب آرینا نتیجه همین نگاه بود. سلبریتیها جذاباند، اما محدودیتهایی دارند؛ زمان، برنامهکاری، حاشیههای شخصی و وابستگی به تصمیمات فردی. ما به سفیری نیاز داشتیم که بتواند یک روایت یکپارچه، بدون نوسان و کاملاً در اختیار برند ارائه دهد. آرینا به ما این امکان را میدهد که هویت پیکسل را بدون محدودیتهای انسانی، اما با روح، شخصیت و احساسات انسانی بیان کنیم. این انتخاب فقط یک تصمیم تبلیغاتی نبود؛ بیانیهای بود از اینکه پیکسل برند آینده است، نه گذشته.

معیارهای شما برای موفقیت این پروژه چیست؟
برای ما موفقیت فقط یک داده نیست؛ یک ترکیب چندبعدی است:
اول، تأثیر بر ذهن و قلب مخاطب: اگر مخاطب احساس کند آرینا بخشی از دنیای اوست، ما برندهایم. این یعنی آگاهی از برند، اعتماد و ارتباط احساسی.
دوم، تعامل واقعی و گفتوگو: کاراکترهای هوشمصنوعی بهصورت طبیعی باعث مشارکت و مکالمه میشوند. ما نرخ تعامل محتوایی، واکنشها و مشارکت کاربران را بهدقت پایش میکنیم.
سوم، تأثیر measurable بر فروش و رشد بازار: هر نوآوری باید اثر اقتصادی داشته باشد. ما این پروژه را طوری طراحی کردیم که در نهایت منجر به انتخاب محصول شود.
این سه بُعد کنار هم، تصویر واقعی موفقیت را میسازد.
استفاده از سفیر هوشمصنوعی در ایران، با توجه به فرهنگ و بافت اجتماعی، چقدر میتواند موفق باشد؟
خیلی بیشتر از چیزی که تصور میشد. ایران یک جامعه جوان، آگاه و عاشق تجربههای جدید است. نسل جدید ما از تکنولوژی نمیترسد؛ آن را در زندگی روزمرهاش پذیرفته است. آرینا را دقیقاً با همین نگاه ساختیم: ظاهری آشنا، لحن انسانی، رفتاری باورپذیر و ارتباطی که با فرهنگ ما سازگار است. به همین دلیل باور داریم آرینا فقط یک چهره دیجیتال نیست؛ او میتواند بهعنوان یک شخصیت محبوب در جامعه ایرانی جای خود را باز کند.
آیا این مدل سفیر برند میتواند جایگزین کامل سلبریتیها شود؟
هدف ما جایگزینی نیست؛ هدف ایجاد انتخابهای جدید برای برندهاست. سلبریتیها همچنان ارزش خود را دارند، اما سفیرهای هوشمصنوعی مزیتهایی دارند که دنیای جدید به آن نیاز دارد: پایداری، کنترلپذیری، قابلیت فعالیت ۲۴ ساعته و امکان تطبیقپذیری سریع. من معتقدم در آینده، برندها ترکیبی از هر دو را استفاده میکنند: احساس انسانی + سرعت و خلاقیت هوشمصنوعی. این ترکیب همان چیزی است که داستانهای برند را قدرتمندتر میکند.
آیا قصد دارید برای گروههای مختلف مخاطب کاراکترهای دیگری بسازید؟
اگر استقبال مخاطبان ادامه پیدا کند، قطعاً بله. ما پیکسل را بهعنوان یک برند تکبعدی نمیبینیم؛ بلکه یک جهان خلاقانه در حال گسترش است. میتوانیم کاراکترهایی مخصوص نوجوانها، آقایان، سبکهای زندگی مختلف یا حتی دنیای فشن بسازیم. هر کاراکتر دنیای خودش، لحن خودش و مخاطب خودش را خواهد داشت. این دقیقاً آیندهای است که ما بهدنبال ساختنش هستیم.
عدد «۱ میلیون دلار» دقیقاً صرف چه بخشهایی شده است؟
این مبلغ مربوط به ارزش کل پروژه است؛ از خلق و طراحی گرفته تا تکنولوژی و زیرساخت. جزئیات اصلی شامل موارد زیر است:
- طراحی هویت بصری و شخصیتی آرینا
- تولید مدلهای هوشمصنوعی برای ویدئو، عکس و صدا
- لایسنسها و حقوق مالکیت فکری (IP)
- تولید محتوا، لانچ کمپین و PR
- توسعه زیرساختهای فنی برای استفاده بلندمدت
این رقم هزینه یک چهره نبود؛ سرمایهگذاری برای ساخت یک سرمایه دیجیتال ماندگار بود.
اگر فردا یک برند رقیب سفیر هوشمصنوعی قویتر و ارزانتر معرفی کند، مزیت رقابتی شما چیست؟
پروژههای هوشمصنوعی فقط یک «ظاهر» ندارند؛ هویت، تکنولوژی و جهانسازی پشت آنهاست که ارزش ایجاد میکند. مزیت ما سه چیز است:
- شروع زودتر از بقیه: در ذهن مخاطب، اولینها همیشه ماندگارترند.
- مالکیت IP و داستانپردازی: شخصیتهایی که هویت دارند، کپیبرداریشان غیرممکن است.
- زیرساخت فنی و تیم خلاق:آینده این کاراکترها به بهروزرسانی و تکاملشان بستگی دارد؛ کاری که ما از روز اول برایش برنامهریزی کردهایم.
به زبان ساده: رقبا شاید کاراکتر بسازند، اما آرینا یک دنیا دارد و دنیاها قابل رقابت نیستند، قابل توسعهاند.