تا پیش از ۱۹۴۱، زنان و دختران آمریکایی با کمبود لوازم آرایشی دستوپنجه نرم میکردند، ولی در بحبوحه کمبود کالاها در دوران جنگ جهانی دوم، توانستند راهکارهای هوشمندانهای برای این چالشها پیدا کنند.
پس از حمله ژاپنیها به پرل هاربر، آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد. ولی از مدتی قبلتر، آمریکاییها اثرات کمبود کالا را با تمام وجود حس کرده بودند.
در پاییز ۱۹۴۱، بنزین هنوز در دسترس بود، ولی پمپبنزینها برای کمک به صرفهجویی در مصرف انرژی، ساعت کاریشان را کاهش داده بودند. با این حال، در میان همه صنایعی که تحتتأثیر جنگ قرار گرفتند، هیچکدام به اندازه صنعت زیبایی جنگ را به زندگی روزمره مردم نزدیک نکرد.
جی. سی. فرناس در مقالهای در سال ۱۹۴۱ با عنوان «وقتی زیبایی به جنگ میرود» نوشت: «زنان آمریکایی خیلی پیش از ۱۹۴۱ با کمبود لوازم آرایشی و جورابهای ساقبلند دستبهگریبان بودند. تحریم و محاصره دریایی صادرات روغنهای عطرسازی را از فرانسه، بلغارستان، تبت و زنگبار متوقف کرده بود. مواد اولیه ضروری برای تولید رژلب و رنگ مو دیگر از کشورهای درگیر جنگ تأمین نمیشد. حلالهای شیمیایی موجود در لاک ناخن برای مصارف نظامی ضبط میشد و حتی فلز برنج که در ساخت محفظه رژلب به کار میرفت، نایاب شده بود.»
تقریبا تمام ابریشم موجود در بازار را وزارت دفاع برای تولید چتر نجات و چادر نظامی خریداری کرده بود. در این میان، جورابهای نایلونی جایگزینی بهصرفه بودند. این محصول در ۱۹۴۰ روانه بازار شد و در همان سال نخست، ۶۴ میلیون جفت از آن به فروش رسید. اما مواد اولیه نایلون هم برای تولیدات جنگی به کار گرفته شد. در نتیجه، زنانی که نمیخواستند با پاهای برهنه در انظار ظاهر شوند، با مداد خطی شبیه به درز جوراب پشت ساق پاهایشان میکشیدند.
وقتی ارتش شروع به بلعیدن پارچه و منسوجات بازار کرد، واکنش صنعت مُد این بود که برای دوخت لباس، از پارچه کمتری استفاده کند. قد دامنها کوتاهتر و جزئیات غیرضروری از طراحی لباسها حذف شد. اما وقتی لوازم آرایشی کمیاب شد، برخلاف صنعت پوشاک، هیچ جنبشی برای کاهش مصرف پودر صورت و رژلب شکل نگرفت. در عوض، مواد اولیه عطرهای اروپایی با مواد مصنوعی جایگزین شد و اسپرماستی نهنگ که در تولید رژلب کاربرد داشت، جای خود را به روانکنندههای داخلی و بومی داد.
زنان حتی هنگامی که پشت ماشینآلات سنگین در کارخانه تولید هواپیماهای «B-17» کار میکردند، دست از حفظ ظاهر زنانه و مرسوم خود برنداشتند. تبلیغات دوران جنگ هم به این نگرش دامن میزد و به زنان میگفت که حفظ زیبایی و آراستگی «وظیفهای میهنپرستانه» برای تقویت روحیه نظامیان است.
نویسنده مقالهای که اشاره شد هشدار میداد: «بسیاری از زنان اگر از لوازم زیبایی و حفظ جذابیت محروم شوند، اعتمادبهنفسشان را که تکیهگاهی در برابر سختیهای زندگی است، از دست خواهند داد.» شاید تصور اینکه ۴۰ میلیون زن بخواهند به «چهره طبیعی» بازگردند، لرزه بر اندام همه میانداخت!