در میانه بحرانهای جهانی، جنگها و تلاطمهای سیاسی، شاید در نگاه اول صحبت از «زیبایی» موضوعی فرعی یا حتی تجملاتی به نظر برسد. اما «میمی تی نگوُین»، استاد مطالعات زنان و جنسیت، در کتاب جدید خود با عنوان «وعدهی زیبایی» (The Promise of Beauty)، دیدگاه متفاوتی را ارائه میدهد. او معتقد است خلق و محافظت از زیبایی در دوران تاریک، دقیقاً همان چیزی است که به ما قدرت میدهد تا یک روز دیگر را تاب بیاوریم.
زیبایی؛ گسستی در تداوم رنج
نگوُین زیبایی را نه با تعاریف کلاسیک هنری، بلکه به عنوان یک مداخلگر در روند فاجعه میبیند. از نظر او، زیبایی لزوماً یک تابلوی نقاشی گرانقیمت نیست؛ میتواند صدای آرامبخش یک قهوهساز در صبحگاه، چهره یک کودک، یا منظرهای از طبیعت باشد.
او زمانی به این موضوع علاقهمند شد که خاطرات پناهندگان جنگزده را مطالعه میکرد. در این روایتها، پناهندگانی که همه چیز خود را از دست داده بودند، با یافتن لحظاتی کوتاه از زیبایی، توانسته بودند برای دقایقی از فشار جانکاه فاجعه رها شوند. این لحظات، هرچند گذرا، به آنها حسی از تداوم زندگی و امید به آینده را تزریق کرده بود. نگوُین میگوید: «من این پدیده را در میانه سوگواریهای روزمره و در قلب جنگها دیدم و خواستم بفهمم این مفهوم در موقعیتهای متفاوت انسانی چه کارکردی دارد.»
پیوند میان زیبایی، سیاست و اجتماع
به باور نگوُین، حضور یا غیاب زیبایی در یک جامعه، مستقیماً به ساختارهای سیاسی و اجتماعی آن گره خورده است. او معتقد است وقتی ما چیزی را زیبا مینامیم، در واقع در حال ترسیم تصویری از «زندگی مطلوب» هستیم.
این موضوع جنبههای سیاسی عمیقی دارد. ما جوامع و گروههای خود را حول چیزهایی میسازیم که زیبا میپنداریم؛ خواه این هدف نجات صخرهای مرجانی باشد یا ساختن دیواری مرزی. هر بار که از «وعده زیبایی» سخن میگوییم، در واقع یک موضع سیاسی اتخاذ کردهایم؛ چرا که این وعده تنها تحت شرایط خاص اجتماعی و سیاسی محقق میشود. برای مثال، در دوران همهگیری کرونا، اشتراکگذاری موسیقی از بالکنها یا پناه بردن به ارتقای فردی و روتینهای مراقبتی، راهی برای حفظ پیوند انسانی و مراقبت از روان در یک دوران سیاه بود.
در میانه بحرانهای جهانی، جنگها و تلاطمهای سیاسی، شاید در نگاه اول صحبت از «زیبایی» موضوعی فرعی یا حتی تجملاتی به نظر برسد. اما «میمی تی نگوُین»، استاد مطالعات زنان و جنسیت دیدگاه متفاوتی را ارائه میدهد. او معتقد است خلق و محافظت از زیبایی در دوران تاریک، دقیقاً همان چیزی است که به ما قدرت میدهد تا یک روز دیگر را تاب بیاوریم.
نیمه تاریک زیبایی: پنهانسازی و استثمار
کتاب نگوُین از نقد جنبههای مخرب زیبایی نیز غافل نمیماند. او هشدار میدهد که زیبایی گاهی میتواند به عنوان نقابی برای پوشاندن زشتیِ خشونت یا استثمار عمل کند.
استثمار در پسِ لطافت: او مثال میزند که بسیاری از گلهای زیبایی که در سوپرمارکتها میبینیم، محصول کارگرانی است که با کمترین دستمزد در معرض سموم خطرناک هستند. ما فقط زیبایی گل را میبینیم و رنجِ تولید آن را نادیده میگیریم.
استانداردهای تحمیلی: نگوُین به استانداردهای زیبایی نژادپرستانه و «اروپامحور» اشاره میکند که سعی دارند به سایر فرهنگها دیکته کنند چگونه باید زیبا باشند یا «درست» لباس بپوشند.
تلطیف جنایت: او به برخورد دانشگاه استنفورد با یک پرونده تجاوز جنجالی اشاره میکند که به جای ریشهیابی جرم، اقدام به ساخت یک «باغ تامل و مراقبه» در محل حادثه کردند؛ اقدامی که زیبایی را برای پوشاندن زخمی عمیق به کار گرفت.
از نمایش ویترینی ویرانی تا آموزش تحمیلی
فصلهای کتاب به شیوههای مختلف تحقق این وعده میپردازند. نگوُین از میل ما به ثبت زیبایی به صورت عکاسی و نقاشی برای حفظ آن سخن میگوید؛ مانند تصویر زنان مهاجر ویتنامی با لباسهای سنتی که نمادی از حفظ میراث در عین آوارگی است.
او همچنین مفاهیم پیچیدهتری را بررسی میکند:
آموزش و بشردوستی: مانند تأسیس مدارس زیبایی در کابل که آن را با آموزش تحمیلی دموکراسی مقایسه میکند، یا مسابقات «دختر شایسته مینروبی» برای آگاهیبخشی درباره مینهای خنثینشده.
نمایش ویترینیِ ویرانی: عکاسی از خرابه های صنعتی که زبالهها و ساختمانهای خالی را به تصویر میکشند اما اغلب از نمایش دلایل اصلی این نابودی باز میمانند.
تابآوری: آیا هر بقایی زیباست؟
در نهایت، نگوُین مفهوم «تابآوری» را به نقد میکشد. در فرهنگ عامه و آهنگهای پاپ، زنده ماندن از بحرانهایی مثل سرطان یا بلایای طبیعی همیشه به عنوان امری «زیبا» توصیف میشود. نگوُین میگوید این روایتِ رضایتبخش، گاهی میتواند موانع واقعی یک زندگی خوب را پنهان کند. او میپرسد: «تکلیف کسانی که بقایشان با خشم و تلخی همراه است و نمیخواهند بابت رنجی که کشیدهاند سپاسگزار باشند چیست؟» چرا بقای آنها نباید به اندازه کسی که میگوید «من از این سفر درسهای زیادی آموختم» ارزشمند تلقی شود؟
سخن پایانی
میمی تی نگوُین با تعجب از حضور همهجانبه مفهوم زیبایی در همهی ابعاد زندگی، از میمهای اینترنتی تا سخنرانیهای سیاسی، نتیجه میگیرد که مردم زیبایی را بسیار جدی میگیرند. زیبایی برای انسان تنها موضوعی بصری نیست؛ بلکه مسیری است برای اندیشیدن به اینکه «چگونه باید زندگی کرد».