بیش از صد سال است که علم شیمی بر دنیای زیبایی حکمرانی کرده، ولی آینده این صنعت در دستان زیستشناسان خواهد بود. شخصیسازی محصولات، رویکردهای کلنگر و آگاهی بالای مصرفکنندگان امروزی هم از عوامل دیگری هستند که ادامه مسیر صنعت زیبایی را شکل میدهند.
جاشوا بریتون، بنیانگذار استارتاپی در حوزه بیوتکنولوژی به نام «دبیو» (Debut)، میگوید: «این تحول از طریق مهندسی ترکیبات برای رسیدن به نتایج بیولوژیکی خاص رخ خواهد داد. همین حالا هم شروع این جریان را میبینیم. تقریباً همه برندها در حال ورود به این مسیرند. در سالهای آینده، با طیف وسیعی از مواد تشکیلدهنده با طراحیهای فوقپیشرفته روبهرو خواهیم شد که پتانسیلهای جدیدی را برای شخصیسازی در صنعت زیبایی فراهم میکنند.»
این روند به خلق فرمولاسیونهای بهشدت شخصیسازیشدهای منجر میشود که پیش از این هرگز دیده نشدهاند.
جاشوا بریتون پیشبینی میکند: «در آینده شاهد راهکارهای بسیار خاص و کاملاً سفارشیسازیشده خواهید بود؛ چیزی شبیه به محصولات صنعت داروسازی، اما در حوزه زیبایی. در حال حاضر، تعداد برندهای سبک زندگی بیشتر از برندهای بالینی و شخصی است، اما در آینده برندهای سبک زندگی از بین خواهند رفت و بسیاری از برندها بر پایه راهکارهای بهشدت شخصیسازیشده و بسیار اثربخش شکل خواهند گرفت.»
یکی دیگر از روندهای پیش روی صنعت زیبایی کلنگرترشدن زیبایی است، با رویکردی شخصیشده نسبت به محصولات موضعی، تزریقی و خوراکی.
بریتون میگوید: «در حال حاضر، بیشتر محصولات زیبایی به شکل تزریقی یا موضعی هستند، اما دبیو در حال سرمایهگذاری روی پپتیدها است. دبیو روی مفهوم زیبایی از درون سرمایهگذاری کرده است. بنابراین اگر به سال ۲۰۵۰ نگاه کنم، روتین پوستی افراد کاملاً متفاوت با چیزی خواهد بود که امروز میبینیم.»
ران رابینسون، مدیرعامل برند «بیوتیاستات کازمتیکس» (Beautystat Cosmetics)، این رویکرد کلنگر را «بَلِنسمکسینگ» (balancemaxing)، بهمعنای به حداکثر رساندن تعادل، مینامد.»
رابینسون میگوید: «این یعنی رساندن توانایی ایجاد تعادل به بالاترین حد ممکن. این رویکرد بیشتر نگاهی همهجانبه به مقوله جوانی و طول عمر پوست از طریق هماهنگسازی همه عوامل است، به جای اینکه صرفاً به اقدامات افراطی مانند تزریق، درمانهای پوستی تهاجمی یا جراحی پلاستیک پناه ببریم.»
این رویکرد شامل مراقبت از پوست، بهبود کیفیت خواب، کاهش استرس، ورزش و مدیتیشن میشود. رابینسون اضافه میکند: «تعدادی از مصرفکنندگان امروزی از گجتهای پوشیدنی استفاده میکنند. این ابزارها نیازهای مراقبت از پوست را پایش میکنند و کاربر را قادر میسازند تا در لحظه به آنچه پوست و بدنشان نیاز دارد پاسخ بدهند. این ابزارها در آینده رواج بیشتری خواهند یافت.»
اگرچه این فناوری هنوز کامل نشده است، اما میشود تصور کرد که گجتهای پوشیدنی بتوانند میزان آبرسانی، pH پوست، کورتیزول، شاخصهای التهابی و موارد دیگر را اندازهگیری کنند.
یاسمینا آگانوویچ، بنیانگذار و مدیرعامل استارتاپ «آرکیا» (Arcaea)، بر این باور است که اگرچه شخصیسازی به روند غالب تبدیل خواهد شد، اما آن مدینه فاضلهای نخواهد بود که مردم انتظارش را دارند: «زیبایی همچنان مقولهای احساسی است. ما گاهی اوقات بر اساس چیزهایی تصمیم به خرید میگیریم که به نظر غیرمنطقی میرسند. بنابراین، شخصیسازی، حتی اگر عملاً بهترین گزینه ممکن باشد باشد، ممکن است تنها عاملی نباشد که در فرایند تصمیمگیری نقش دارد.»
یاسمینا آگانوویچ ادامه میدهد: «من همچنین به اتفاقاتی فکر میکنم که در حال حاضر با هوش مصنوعی در حال رخدادن است. به تأثیر شگرفی که این فناوری بر سرعت خلق برندهای جدید و عرضه محصولات تازه خواهد داشت و اینکه چقدر موانع ورود به بازار کاهش خواهد یافت.»
هوشیاری بیسابقه مصرفکنندگان
در سمت مصرفکنندگان، جویس دِلِموس، شیمیدان آرایشی و یکی از بنیانگذاران برند «دیو» (Dieux)، معتقد است که مصرفکنندگان روزبهروز نسبت به ترکیبات بهکاررفته در محصولات پوستی خود هوشیارتر و آگاهتر میشوند.
جویس دلموس میگوید: «اکنون شاهد تحول بزرگی هستیم. اوایل دهه ۲۰۱۰ دوران شکوفایی و رونق زیبایی پاک (Clean Beauty) بود که اغلب با اطلاعات گمراهکننده و اغراقآمیز همراه میشد. چیزی که اکنون شاهدش هستیم، یک بازگشت و چرخش بزرگ است. چون دسترسی مصرفکنندگان به اطلاعات بیشتر شده و مردم متوجه شدهاند که اطلاعات نادرست زیادی در این فضا وجود دارد. مصرفکنندگان اکنون به دنبال دادههای مستند و پشتوانههای علمی هستند. بنابراین، دیگر کافی نیست که ادعا کنید یک برند علمی هستید، بلکه باید مدارک و شواهدی ارائه بدهید که ادعایتان را اثبات کند.»
دلموس ادامه میدهد: «ما در حال ورود به دوران کاملاً جدیدی هستیم که در آن همه تلاش میکنند هرچه سریعتر وارد بازار شوند، درست مانند جریانی که در جنبش زیبایی پاک رخ داد. در سالهای آینده، شاهد رواج پدیده «علمشویی» خواهیم بود. منظورم برندها و محصولاتی است که با ادعاهای علمی بیاساس تلاش میکنند خودشان را معتبر جلوه بدهند.»
بنیانگذاران
البته آینده زیبایی بدون نگاه به گذشته و صحبت از «رؤیای آمریکایی» غیرممکن است. از سال ۱۹۰۵، زمانی که مادام سی. جی. واکر اولین محصول موی خود را در دنور به فروش رساند (و در مسیری قرار گرفت که او را به نخستین زن میلیونر خودساخته آمریکا تبدیل کرد)، تا سال ۲۰۲۵ که الیکس ارل، چهره محبوب تیکتاک، از برند پوستی خود به نام «ریل اکتیوز» (Reale Actives) رونمایی کرد، دنیای زیبایی همواره حوزهای بوده که در آن ثروتهای هنگفتی پدید آماده و رؤیاهای بزرگی به حقیقت پیوسته است.
بازیگران کلیدی این صنعت که با نوآوری و اراده پولادین پیش رفتهاند، به قدرتهای جهانی شناختهشدهای تبدیل شدهاند. مانند سال ۱۹۳۲ که چارلز روسون لاک ناخن مات را اختراع کرد و برند «رولون» (Revlon) را برای فروش آن تأسیس نمود.
به یُمن کارآفرینانی همچون بابی براون (که با عرضه مجموعهای از ۱۰ رژلب در سال ۱۹۹۱ به شکلگیری پدیده برندهای مستقل کمک کرد)، امیلی وایس (که برندش، گلاسیه (Glossier)، در سال ۲۰۱۴ منادی انقلاب فروش مستقیم به مصرفکننده شد) و فوقستارهای چون سلنا گومز، که برندش «رِیر بیوتی» (Rare Beauty) تعریف جدیدی از ماهیت یک برند زیبایی متعلق به یک سلبریتی ارائه داد، این سنت تا به امروز ادامه یافته است.